توابع ( بدل ، تاکید ، معطوف ، عطف بیان )
توابع ( بدل ، تاکید ، معطوف ، عطف بیان )
( عربی 3 انسانی درس 8 )
غیر از صفت که شرح آن پرداخته شد بدل ، تاکید ، عطف بیان و معطوف نیز در اعراب ، تابع کلمه ماقبل خود می باشند که به آن ها اصطلاحاً توابع گفته می شود .
1 ) بدل : بدل اسمی است که قبل از آن اسمی به عنوان مقدّمه ذکر می شود ، در حالی که مقصودِ اصلی گوینده همان اسم دوّم یعنی بدل است . به عبارتی بدل تابعی است که عین متبوع خویش است .
به اسم دوّم بدل و به اوّلی مُبدَلٌ منه گفته می شود . مانند :
2 ) تأکید : گاهی برای تثبیت مطلبی در ذهن شنونده و برطرف کردن شکّ و تردید آن را تکرار می کنیم به چنین اسلوبی تاکید گفته می شود . تاکید به دو دسته لفظی و معنوی تقسیم می شود .
الف ) تاکید لفظی : تاکیدی است که در آن لفظی عیناً دو بار تکرار شود . در این حالت به کلمه اوّل موکَّد ( تاکید شده ) و به کلمه دوّم موکِّد ( تاکید کننده ) گفته می شود . مانند : کلّا سَیَعلَمونَ ثُمَّ کلّا سَیَعلمونَ نَعم نَعم رَجعتُ الانَ انَّ ربَّکَ لَرووفٌ رووفٌ السّابِقونَ السّابِقونَ اولئکَ المُقرَّبونَ ایُّها النّاسُ ایُّها النِاسُ إتَّحِدوا أمامَ الظُّلمِ ب ) تاکید معنوی : کلمه « کُلّ » نیز می تواند به عنوان موکِّد کلمه قبل از خود را مورد تاکید قرار دهد دقّت کنید کلمه « کلّ » به همراه ضمیر مُتَّصلی می آید که به موکَّد برمی گردد . مانند : رَجَع التَّلامیذُ کُلُّهم غَرستُ الاشجارَ کلَّها إحفَظ صَدیقَکَ فی المواطِنِ کلِّها
3 ) عطف بیان : عطف بیان اسم جامدی است که کلمات ماقبل خود را توضیح می دهد و به دو صورت زیر می آید .
الف ) اسم « ال » دار جامدی که بعد از اسم اشاره بیاید . مانند : إنَّ هذا القرآنَ یَهدِی للّتی هیَ أقوَمُ ذلکَ الکِتابُ لاریبَ فیهِ هُدیً للمتَّقینَ سلَّمتُ علی هولاءِ الرِجالِ
4 ) معطوف : به حروف ( وَ ، فَـ ، ثُمَّ ، أم ، أو ، لا ، بَل و . . ) حروف عطف گفته می شود کلمه ای که بعد از این حروف قرار می گیرد از نظر اعراب تابع ماقبل خود می باشد به کلمه قبل این حروف « معطوفٌ علیه » و به بعد آن « معطوف » می گویند . مانند : جَعلَ اللهُ اللّیلَ و النَّهارَ جاءَ علیٌ و محمدٌ ثُمَّ حمیدٌ أ کِتابٌ عندَکم أم رِسالهٌ ؟ لاتُجالِس الکاذِبَ بلِ الصّادقَ فی الحَیاهِ صَدیقُکَ مَن صَدَقَک لا مَن صدَّقَکَ
کانَ النَّبیُّ عیسَی ( ع ) یَشفی المَرضَی
قالَت اُمُّها الطَّبیعه الحَمدُ للهِ ربِّ العالَمینَ إنَّ هذا لَفی الصُّحفِ الاولَی صُحفِ إبراهیمَ و موسَی إهدِنا الصِّراطَ المُستقیمَ صِراطَ الذینَ انعمتَ علَیهِم . . . رایتُ صَدیقتَک مریمَ 2 ) تأکید : گاهی برای تثبیت مطلبی در ذهن شنونده و برطرف کردن شکّ و تردید آن را تکرار می کنیم به چنین اسلوبی تاکید گفته می شود . تاکید به دو دسته لفظی و معنوی تقسیم می شود .
الف ) تاکید لفظی : تاکیدی است که در آن لفظی عیناً دو بار تکرار شود . در این حالت به کلمه اوّل موکَّد ( تاکید شده ) و به کلمه دوّم موکِّد ( تاکید کننده ) گفته می شود . مانند : کلّا سَیَعلَمونَ ثُمَّ کلّا سَیَعلمونَ نَعم نَعم رَجعتُ الانَ انَّ ربَّکَ لَرووفٌ رووفٌ السّابِقونَ السّابِقونَ اولئکَ المُقرَّبونَ ایُّها النّاسُ ایُّها النِاسُ إتَّحِدوا أمامَ الظُّلمِ ب ) تاکید معنوی : کلمه « کُلّ » نیز می تواند به عنوان موکِّد کلمه قبل از خود را مورد تاکید قرار دهد دقّت کنید کلمه « کلّ » به همراه ضمیر مُتَّصلی می آید که به موکَّد برمی گردد . مانند : رَجَع التَّلامیذُ کُلُّهم غَرستُ الاشجارَ کلَّها إحفَظ صَدیقَکَ فی المواطِنِ کلِّها
3 ) عطف بیان : عطف بیان اسم جامدی است که کلمات ماقبل خود را توضیح می دهد و به دو صورت زیر می آید .
الف ) اسم « ال » دار جامدی که بعد از اسم اشاره بیاید . مانند : إنَّ هذا القرآنَ یَهدِی للّتی هیَ أقوَمُ ذلکَ الکِتابُ لاریبَ فیهِ هُدیً للمتَّقینَ سلَّمتُ علی هولاءِ الرِجالِ
جلسَ الطِفلُ علی ذلکَ الکُرسیِّ
نکته : اگر اسم «ال» دار مشتق باشد صفت است . مانند :
ذلکَ المُعلِّمُ ذهبَ
ب ) دو اسم « إبن و بِنت » اگر بین دو اسم علم بیاید ، عطف بیان است . مانند : و آتَینا عیسی ابنَ مریَمَ البیِّناتِ قالَ علیُّ بنُ ابی طالبٍ بِنتُ علیِّ بنِ أبی طالبٍ ( ع ) مُبلِّغهُ رِسالهِ کربَلاءَ فاطِمهُ بنتُ أسدٍ 4 ) معطوف : به حروف ( وَ ، فَـ ، ثُمَّ ، أم ، أو ، لا ، بَل و . . ) حروف عطف گفته می شود کلمه ای که بعد از این حروف قرار می گیرد از نظر اعراب تابع ماقبل خود می باشد به کلمه قبل این حروف « معطوفٌ علیه » و به بعد آن « معطوف » می گویند . مانند : جَعلَ اللهُ اللّیلَ و النَّهارَ جاءَ علیٌ و محمدٌ ثُمَّ حمیدٌ أ کِتابٌ عندَکم أم رِسالهٌ ؟ لاتُجالِس الکاذِبَ بلِ الصّادقَ فی الحَیاهِ صَدیقُکَ مَن صَدَقَک لا مَن صدَّقَکَ
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۴ ساعت 16:49 توسط خسرو بهمنی
|